سديد الدين محمد عوفى

125

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گفت : راست گفتى كه چنين است كه تو مىگويى . گفت : امير المؤمنين بداند كه شبى با كنيزكى ميعاد نهاده بودم « 1 » كه امشب پنهان به نزديك تو آيم و او « 2 » اجابت كرد « 3 » . چون شب درآمد من ساعتى توقف كردم « 4 » و چنان گمان بردم كه « 5 » اهل پرده در خواب شدند . برخاستم و به سوى « 6 » كنيزك رفتم « 7 » . ايشان « 8 » از خواب درآمدند و در عقب من روان شدند . چون « 9 » آواز پاى « 10 » بشنيدم راه بگردانيدم و به پايگاه « 11 » رفتم . شترى بود گرگين ، روغن بر وى ماليده « 12 » ، بر وى نشستم و او را برانگيختم . زن بيامد و مرا گفت : اين چه افعال عقلاست « 13 » ! و درين نيم‌شب بر شتر برهنه « 14 » نشستن چه معنى دارد ! پس « 15 » در من افتاد و روى و « 16 » موى « 17 » من بكند و مرا « 18 » نعلين بسيار بزد و « 19 » من او را هيچ نگفتم . چه از حكما شنيده بودم كه زنان بر حليمان « 20 » هميشه « 21 » حاكم « 22 » باشند و ايشان را غلبه كنند و باز « 23 » دونان و لئيمان « 24 » بريشان غالب باشند و مر - ايشان را ماليده دارند . و كمال حلم آنست كه سفاهت از ضعيفان درگذارند . « 25 » پس معاويه از آن حكايت بسيار بخنديد و خشم او تمام زايل شد و معاويه به

--> ( 1 ) مپ 2 و مج : نهادم ( 2 ) متن و مپ 2 - او ( 3 ) مپ 2 - و اجابت كرد ( 4 ) مپ 2 - من ساعتى توقف كردم و ( 5 ) مج + مگر ( 6 ) مج + شر ( 7 ) مپ 2 - مىرفتم ، مج : رفتن گرفتم ( 8 ) مپ 2 : اهل من ، مج - ايشان ( 9 ) متن + من ( 10 ) مج + ايشان ( 11 ) متن : بارگاه ، بنياد : پاگاه ( 12 ) مپ 2 - روغن بر وى ماليده ( 13 ) مپ 2 : عقلا باشد ، مج : عقل است ( 14 ) مج : برهنه بر شتر ( 15 ) مپ 2 - پس ( 16 ) مپ 2 - روى و ( 17 ) مج : موى روى ( 18 ) مج + به ( 19 ) مپ 2 - و مرا نعلين بسيار بزد و ( 20 ) مپ 2 : كريمان ، مج : زنان من كريمان ( 21 ) مج : و ( 22 ) متن و مج : حليم ( 23 ) متن و بنياد : با ؛ مپ 2 - باز ( 24 ) مپ 2 + و ناكسان ( 25 ) متن : درگذاشته‌اند ، مج درگذاشته‌ايد ، بنياد : درگذرانند